تبليغاتX
افسانه ی من

سپاسگذاری

سلام!

ممنون از دوستای خوبم میلاد،لعیا،سیدعلی،سامان،h-s-a 72،فاطمه،سحر،فردا،محمد- ن که اومدن و تبریک گفتن!!!امیدوارم هرجا که هستن زیر سایه ی حق موفق باشن وپیروز!اونایی هم که تبریک نگفتن باهاشون قهرم!

و یه تشکر ویژه از یه نفر که واسه آپ تولدم خیلی زحمت کشید در حقیقت همه کارا رو انجام داد

 بهترین آرزوها رو واسش دارم و از همه مهربونیاش ممنونم!...


 

نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 ساعت 11:29 موضوع | لینک ثابت


اول از همه سلااااااااااااااااااااااام

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز آغاز شدن

امروز يه روز خاصه!!!

تولدم مبــــــــــــــــــــــــارک

 

دس دس دس    اووووووووووووووووووووووووووووووووو

اوووووووووووووووووووووووووووووووووو دس دس دس 

تولد  تولد  تولدم مبارک

تولد  تولد  تولدم مبارکتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بیا شمعها رو فوت کن!!!تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

واااااااااااااااااي بسه ديگه چقدر دس ميزنين!!!

 حالا نوبت چيه؟؟؟!!! كيك ديگه

 

از الان گفته باشم اون قسمت كاكائوييش مال خودمه هااااتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خب حالا بريم سراغ كادوها!!! كادوها كو؟؟؟!!! هر كي كادو نده از كيك خبري نيستا!!!! منتظرماااا....

آفرين بچه خوب! حالا شد!!!

 

چيه؟! دنبال چي ميگردي؟! تولد تموم شد ديگه!!!

اِاِاِاِاِاِاِاِاِاِ كجا داري ميري؟؟؟!!! نميخواي تولدم رو تبريك بگي؟!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com


 

نوشته شده توسط غزل در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 ساعت 10:3 موضوع | لینک ثابت


آرزو

کاشکی یه روز با همدیگه سوار قایق میشدیم      دور از نگاه آدماهردومون عاشق میشدیم

کاش آسمون باوسعتش تو دستامون جامیگرفت   گلهای سرخ دلمون کاش بوی دریا میگرفت

کاش تو هوای عاشقی لیلی و مجنون میشدیم   باد که تو دریا میوزیدما هم پریشون میشدیم

کاشکی یه ماهی قشنگ برای ما فال میگرفت     برامون از فرشته ها امانتی بال میگرفت

با،بال اون فرشته ها تو آسمون پر میزدیم           به شهر بی ستاره باز به آرومی سر میزدیم

شب که میشد امانت فرشته ها رو میدادیم       چشمامون و میبستیم و به یاد هم می افتادیم

کاشکی تو دریای قشنگ خواب شقایق میدیدیم   خواب ۲تا مسافر و عشق و یه قایق میدیدیم

کاشکی میشد که نیمه شب باهم دیگه دعا کنیم    خدای آسمونا رو با یک زبون صدا کنیم؟! 


 

نوشته شده توسط غزل در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 ساعت 11:43 موضوع | لینک ثابت


اهدای زندگی

سلام !

اول از همه معذرت میخوام که بهشون دیر به دیر سر میزنم؟آخه فصل امتحاناست!

میخوام امروز یه سایتی رو بهتون معرفی کنم که شاید خیلی ها دوست نداشته

باشن بهش حتی فکر کنن!من چند وقت پیش از طریق دوست صمیمیم با سایت

ایران اهدا آشنا شدم!از دوران دبیرستان دوست داشتم اعضامو اهدا کنم ولی

نمیدونستم چیکار باید کنم؟!تا بلاخره از طریق همین سایت به آرزوم رسیدم

و تموم نسوج قابل اهدامو در صورت مرگ مغزی اهدا کردم!چند روز پیشم کارتم اومد!

اگه دوست داشتین البته با اجازه ی خانواده هاتون(این خیلی مهمه آخه از نظر حقوقی

اجازه ی اونا شرط اوله!)میتونین هر عضوی رو که دوست دارین اهدا کنین!

فقط کاری نکنین که خانواده هاتون منو نفرین کنن؟!

اینم آدرس سایت:www.ehda.ir


 

نوشته شده توسط غزل در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 ساعت 11:2 موضوع | لینک ثابت


راه عشق سخت است و دشوار

هنگام که عشق تو را به اشارتی فرا میخواند

رهرو عشق باش

عاشق شو!

تیغ های نهفته ی عشق تو را خسته میکند

نوای عشق چنان چون باد شمال در باغ

 رویاهای تورا آشفته میکند اما عاشق شو!(خلیل  جبران)

                   ..................................................................................

در آنچه خوانده ام

و آنچه از افسانه و تاریخ شنیده ام 

راه عشق حقیقی هموار نیست(ویلیام شکسپیر)

                ......................................................................................

عشق نه در جستجوی خشنودی خویش،

و نه در جستجوی عنایتی به خویش است.

برای دیگری اما عشق آرام بخش است،

 ودردل دوزخ نومیدی،بهشتی پدید می آورد.(ویلیام بلیک)

                ....................................................................................

اگر مرا دوست میداری

بگذار برای هیچ باشد

دوست داشتن فقط برای عشق(الیزابت بارت برونینگ)

               ....................................................................................

همه ی انسان ها

به دلداری عشق میورزند.(رالف والدو امرسون)

               ....................................................................................

 و عشق

صدای فاصله هاست

صدای فاصله هایی که غرق ابهامند

نه،

صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند

و با شنیدن یک هیچ میشوند کدر(سهراب سپهری)

               .....................................................................................

چندان دخیل مبند

که بخشکانیم از شرم ناتوانی خویش

من درخت معجزه نیستم

یکی تک درختم

تنها هنرم این است

که تکیه گاه تو باشم

تختت

تابوتت!(احمد شاملو)

                  .............................................................................

بر گرفته از کتاب:کتاب کوچک عشق!


 

نوشته شده توسط غزل در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 11:37 موضوع | لینک ثابت


شاید اشتباهه اما عاشقا دروغ میگن

آدمای مهربون و با وفا دروغ میگن

اونا که میگن تا همیشه دیوونتونن

بذار بی پرده بگم،به شما دروغ میگن

اونا که می آن به این بهونه که اومدن

از توی شهر قشنگ قصه ها دروغ میگن

اونا که فدات بشم تکیه کلامشون شده

به تموم آسمونا،به خدا دروغ میگن!!!!!!!!!!!

اونا که با قسم و آیه می خوان بهت بگن

تا قیامت نمیشن ازت جدا،دروغ میگن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


 

نوشته شده توسط غزل در شنبه سی ام آذر 1387 ساعت 10:50 موضوع | لینک ثابت


سلام به دوستان عزیزم!من میخواستم وبلاگمو حذف کنم چون این وب رو واسه عشقم نوشته بودم ولی همه دوستان لطف داشتن،گفتن نگهش دار!منم فکرامو کردم تصمیم گرفتم حذفش نکنم تا یادگار عشقم بمونه!

این یکی ۲هفته ی قبلی خیلی بهم سخت گذشته در حد مرگ واسش گریه کردم،واسه نبودنش،خسته شدم از بس به خودم گفتم دوسش ندارم که شاید باورم شه ولی...

بعد از اون قسم خوردم دیگه عاشق یه زمینی نشم به قول داییم رفتم تو یه عشق آسمونی تا الان که تنهام نذاشته!


 

نوشته شده توسط غزل در یکشنبه هفدهم آذر 1387 ساعت 8:25 موضوع | لینک ثابت


بنام تویی که دست مرا گرفتی و از کویر خشک و سوزان به دریای بی کران محبت رساندی
نازنینم:
وقتی که چشمانت به چشمان من افتاد یا آن لحظه ای که دستت را در دستم حس کردم ابیات عشق را
دیدم و دست و پایم بسته شد تو مرا از جهنم تنهایی به بهشت دوستی بردی و بوسه ای به گونه هایم
زدی تا خاطرات تلخ تنهایی را از یاد ببرم.
عزیزم :
از همان اول که دست مرا گرفتی و از روی آن تکه یخی که در دریای تنها معلق بود بلند کردی و به
جزیره ی دوستی رساندی و دانه ای به من دادی که در جزیره ی عشقم بکارم محبتت را در دلم جاری
کردی حال که در قایق دوستی وعشق نشسته ایم و با نسیمی به طرف خوشبختی حرکت میکنیم فقط
میخواهم با برق چشمانم و با گرمای دستانم و با کلام نرم به تو ای همدم عزیزم بگویم که
((دوستت دارم))


 

نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه سی ام آبان 1387 ساعت 10:35 موضوع | لینک ثابت


مجازات

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود،وکیلم دلم بوو حضار جمعی از عاشقان ودلسوختگان.

قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و محکوم شدم به تنهایی و مرگ!!!

کنار چوبه ی دار از من خواستند تا آخرین خواستهام رابگویم و من گفتم به تو بگویند:

دوستت دارم!!!!!!!!!!!!!!!!!


 

نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 7:56 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط غزل در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 ساعت 7:30 موضوع | لینک ثابت


                                             


 

نوشته شده توسط غزل در شنبه یازدهم آبان 1387 ساعت 9:23 موضوع | لینک ثابت


امید

وقتی از دنیا و آدماش خسته شدی برو بالای کوه و فریاد بزن (آیا امیدی هست؟) اون موقع خواهی شنید:هست...هست...هست


 

نوشته شده توسط غزل در شنبه یازدهم آبان 1387 ساعت 9:15 موضوع | لینک ثابت


بی وفایی

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند:بار خدایا تو که بشر را اغینقدر دوست داری چرا غم را آفریدی؟

خداوند فرمود:غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوق که خوب می شناسمش تا غمگین نشود به

یاد خالقش نمی افتد


 

نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه نهم آبان 1387 ساعت 10:16 موضوع | لینک ثابت


چه زیباست

چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن چه زیباست همیشه در تنهایی تو را حس کردن،چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن!عزیزم نام تو بر قبلم خالکوبی شده تا فراموشت نکنم،نازنین من همچون نفس کشیدن تو را به خاطر می سپارم!یک روزه دیگه هم بدون تو گذشت


 

نوشته شده توسط غزل در یکشنبه پنجم آبان 1387 ساعت 10:53 موضوع | لینک ثابت


یاداوری

یادم باشد:حرفی نزنم که دلی بلرزدو خطی ننویسم که کسی را آزار دهد یادم باشد:روزو روزگار خوش است و تنها دل من است که دل نیست!یادم باشد:جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر ازصداقت ندهم یادم باشد:در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم.یادم باشد:سنگ خیلی تنهاست باید با او هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند!!!!! 


 

نوشته شده توسط غزل در یکشنبه پنجم آبان 1387 ساعت 10:39 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting